هاناهانا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره

کوچولوی مامان و بابا

لحظه وصال نزدیکه...

                سلام دخترکم.. الان که دارم اینو برات مینویسم پنج شنبه 19 اردیبهشت 92 هست... سه شنبه رفتم دکتر و برای ویزیت آخر که تاریخ 21 اردیبهشت رو برامون قطعی کرد..برای آخرین بار هم صدای تپش قلبت رو پخش کرد تو مطب و میدونم این بهترین صداییه که تا حالا شنیدم ..روز وصال نزدیک است....  شنبه 21 اردیبهشت 92...حدود40 ساعت دیگه دختر گلم میاد بغلم... یعنی دارم مامان میشم؟ خداااا جوووونم شکرت... باورم میشه.تا با چشمای خودم نبینمت و تورو تو بغل نگیرم و عطر تنت رو حس نکنم باورم نمیشه.. همه خیلی ذوق دیدنت رو دارن... بابا بزرگا مامان ...
19 ارديبهشت 1392

آخرین سونو و روزهای آخر

سلااااام گل من...قربون تکون خوردنات برم عزیزم... دیگه لگد زدنات کمتر شده ولی حسابی تو شکمم جا به جا میشی و هی جاتو عوض میکنی.یه دفعه ای میری جمع میشی یه گوشه و شکم مامانی کج میشه... الهی فدات شم.. دیگه کم مونده تا ببینمت..روز شماری میکنیم هممون برای دیدن گل روی دخمل خوشگلمون... روز یکشنبه یک اردیبهشت 1392 آخرین سونوی بارداری رو رفتم.با خاله هدیه رفتیم بعدش هم بابا اومد پیشمون.از آقای دکتر خواهش کردم که بابایی هم بیاد داخل و شما رو ببینه ایشون هم لطف کرد و اجازه داد... هوراااااااااااااااااا بابایی خیلی ذوق کرده بود اومد داخل و دکتر هم آخرین سونو رو خیلی دقیق انجام داد و حدود بیست دقیقه ای طول کشید..همه اندام ها و اعض...
19 ارديبهشت 1392

اسمت انتخاب شددددددددددددددد

 دختر گلم بالاخره بعد از کلی فکر کردن من و بابایی تصمیم گرفتیم از بین اسم های انتخابی اسم دختر گلمون رو بزاریم: . . . . . . . . هـــــــــــــــــانــــــــــــــــــــا یعنی پناه و امید بقیه هم خوششون اومد الهی همیشه نامدار باشی گل من و از اسمی که برات انتخاب کردیم راضی باشی
19 ارديبهشت 1392
1